تبلیغات
امام عصر و مهدویت - مدیریت جهادی و مهدویت


امروز :
 
 

بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 1 فروردین 1393
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج
مهدویت و مدیریت جهانی است و انتظار آن است که با مبنا قراردادن بحث مهدویت، به موضوع مدیریت جهانی بپردازیم. "مدیریت جهانی" یکی از مسائل موضوع "جهانی شدن" است. مایلم پیش از ورود به این مقوله چند نکته را به صورت مبنایی مورد توجه قرار بدهم. نخست: یک تلقی از مسائل دینی یا مذهبی از جمله مسأله پیامبر و امام و مهدویت در عامه وجود دارد که دامنه بحث ونگاه به این مسائل را محدود می کند. تلقی این است که هر موضوع مذهبی یا دینی، یک امر کاملا معنوی است و لذا خاستگاه، شاخصه و مولفه اش در عالَم معنا است؛ ولی در عالَم واقع و زندگی جاری، جریانی واقعی به نظر نمی رسد.
این تلقی در برخی افراد وجود دارد و به همین علت، یک تقسیم بندی اشتباه برای آنها اتفاق افتاده که مسائل دینی و مذهبی، مسائلی کاملا معنوی و مربوط به حوزه روح، فکر و بخشی از وجود انسان است و سایر بخش ها به عنوان بخش های غیر معنوی، نه ضد معنوی، جنبه عملیاتی- اجرایی دارد و جریان معمولی زندگی هم، مجموعه ای از اینها است. ابتدا می خواهم اصلاحی نسبت به این مطلب انجام دهم و موضوع را در جایگاه شایسته خودش قرار دهم.

می خواهم به کسانی که چنین برداشتی دارند، که البته از نظر من، برداشت درستی نیست، آنها که به این تقسیم بندی معتقدند و مسائل دینی و مذهبی را عمدتا مسائل معنوی دانسته و با مسائل جاری زندگی متفاوت می بینند و از جنس دیگری می شمارند، عرض کنم که مسأله مهدویت صرفا بحث دینی(با تلقی پیشگفته) نیست که کسی بخواهد آن را بپذیرد یا نپذیرد؛ چون وقتی امری، ذهنی است، طبیعتا مثل پذیرفتن یک ارزش است؛ بپذیرید یا نپذیرید به انتخاب شما است. چنین مسأله ای در صحنه اجرا برای شما خط کشی نمی کند، شما را موظف نمی کند، شما الزاما با او مواجه نمی شوید. تقسیم بندی پیشگفته این نگاه را به مسأله مهدویت هم در پی خواهد داشت درحالی که باید توجه داشته باشیم بحث مهدویت، صرفا یک بحث مذهبی- اخلاقی داری آثار و تبعات صرفا اخلاقی در جامعه نیست.
مهدویت، همه ماجرای هستی است. برای روشن شدن مطلب می گویم این جهان بر مبنای آموزه های اسلامی- شیعی (که البته بسیاری از گرایشات دینی دیگر هم تا حدودی با این مرتبط و متشابهند) فقط یک نشئه از حیات است و همه هستی نیست. زندگی انسان در این جهان بر اساس مختصات این جهان، تعریف می شود؛ اما همه حقیقت هستی، این جهان نیست؛ چنانکه به پیش از این جهان و پس از این جهان معتقدیم. این جهان، فقط یک نشئه از حیات انسان است که در آن، یک تولد دارد؛ اما تولد او در این جهان، تولدِ همه هستی او نیست؛ یعنی انسان در این جهان "متولد می شود" نه اینکه "هست می شود". هستی انسان به این جهان تعلق ندارد، بلکه پیش از این جهان، هست شده است (البته این پیش، زمانی نیست، چون زمان در این جهان، معنا می شود و در این جهان هم، هرچه به عقب برگردیم که به نقطه آغاز نمی رسیم، نقطه آغازی ندارد؛ چون زمان از مختصات ماده است؛ با ماده، زمان است و بی ماده، زمان نیست. تا وقتی با ماده باشیم، زمان هم هست).



طبقه بندی: اقتصاد و فرهنگ با عزم...،  مبحث مهدویت،  مناسبت ها، 
ارسال توسط محمد قربانی
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin